عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
502
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
را باز كرده ، گويا مىگويد : پشت سر من راهى نيست . هر كس پشت سر او گام بردارد و راه بيفتد ريگزاران او را در خود فرو برند . سومى منارهاى از مس در زمين عاد ، كه نيز سوارى روى آن نشسته ، در ماههاى حرام آب از آن فرو ريزد كه مردم مىنوشند ستورانشان را نيز آب دهند و از آن آب در حوضچهها بريزند . چون ماههاى حرام به پايان برسد ، آب نيز بند آيد . چهارمى درختى است در ارمينيّه ، از مس ، بالاى آن سارى ، هم از مس ، در فصل زيتون ، آن سار مسين جيك جيك مىكند و همه سارها سه دانه زيتون - دو دانه در پاى و يكى در نوك - نزد او مىآيند و زيتونها را پيش او مىاندازند . زيتونها را روميان برمىدارند و روغن آنها را مىگيرند ، چندان است كه تا سال آينده براى روغن خوراكى و چراغهايشان بس باشد . و باز عدهاى بر اين باورند كه شگفتيهاى جهان چهار است : منارهء اسكندريه ، و معبد رها و مسجد دمشق ، و پل سنجد . صاحب بن عبّاد در شعرى به مناره ( فانوس دريايى ) اسكندريه تمثل جسته : زادت قرونك يا عمي * ر على مساويك الجليّه و أقلّ قرن حزته * كمنارة الإسكندريّه يعنى : اى عمرك ! قرنهاى تو براى تباهكاريهاى آشكار تو بسيار شد . و كمترين قرنى كه به دست آوردى مانند منارهء اسكندريه است . مناط الثّريّا - مناط العيّوق . مناط العيّوق . در دورى به جايگاه ستارهء عيّوق مثل زنند و گويند : « أعزّ من بيض الأنوق » و « أبعد من مناط العيّوق » : يعنى دشتوار يابتر از تخم عقاب ، و دور تر از جاى عيّوق ، همان گونه نيز گويند : أبعد من مناط الثّريّا يعنى : دور تر از جايگاه پروين . شاعر گفته : و أبعد من هذا الّذى قد أردته * مناط الثريّا من يد المتناول